آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ مهر ۱۴۰۵

      Brush Off

      ˈbrəʃˈɒf brʌʃɒf

      گذشته‌ی ساده:

      brushed off

      شکل سوم:

      brushed off

      سوم‌شخص مفرد:

      brushes off

      وجه وصفی حال:

      brushing off

      معنی brush off | جمله با brush off

      phrasal verb C1

      پاک کردن، زدودن (گردوغبار و خاک)

      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      The archaeological team carefully had to brush off layers of soil to reveal the ancient artifacts without causing damage.

      تیم باستان‌شناسی مجبور بود با دقت لایه‌های خاک را پاک کند تا آثار باستانی را بدون آسیب رساندن آشکار سازد.

      I had to brush off the dust from the old photo album before opening it.

      مجبور شدم قبل‌از باز کردن آلبوم عکس قدیمی، گردوغبار را از روی آن پاک کنم.

      phrasal verb B2

      جدی نگرفتن، نادیده گرفتن، رد کردن، بی‌اعتنایی کردن، کم‌محلی کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      She tried to tell him about her concerns, but he just brushed her off.

      او سعی کرد نگرانی‌هایش را به او بگوید، اما او فقط او را نادیده گرفت.

      Despite the compelling evidence presented by environmental scientists, some policymakers continue to brush off the urgent need for climate action.

      باوجود شواهد قانع‌کننده‌ای که توسط دانشمندان محیط‌زیست ارائه شد، برخی از سیاست‌گذاران همچنان نیاز مبرم به اقدام اقلیمی را جدی نمی‌گیرند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد brush off

      1. verb ignore
        Synonyms:
        ignore disregard dismiss reject refuse deny contradict cut slight snub rebuff spurn scorn override sweep aside brush aside boycott cold-shoulder send away disown repudiate ostracize disclaim
        Antonyms:
        pay attention attend
      1. verb ignore; refuse
        Synonyms:
        disregard dismiss reject deny refuse spurn snub slight rebuff contradict disown repudiate boycott ostracize override cold-shoulder cut send away get rid of scorn sweep aside have no time for
        Antonyms:
        pay attention attend see

      ارجاع به لغت brush off

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «brush off» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/brush off

      لغات نزدیک brush off

      • - brush down
      • - brush fire
      • - brush off
      • - brush past
      • - brush up
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      تفاوت marketing و advertising چیست؟

      تفاوت rule و law چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ten-second violation three-point line three-point shot three-pointer three-second rule three-second violation dark alter grow in front of CIF rotter conlang war crime pay for something بوکس مشت زنی پیکان فلش پاسور القاپذیر اسیدفنیک جهاندن دمل سورشارژ برودت جوش مورد علاقه امیدواری برنده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.